در ایران هرکسی از خانه قهر می کند، کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری می شود و اتفاقا رئیس جمهور هم می شود.
تنها رئیس جمهوری که بینش و افق داشت، مرحوم هاشمی بود/  اردوغان یا حاکم دبی سواد زیادی ندارند، اما بینش دارند/ حتی اگر لاریجانی انتخاب می‌شد شرایط بهتر بود +چند نکته
تنها رئیس جمهوری که بینش و افق داشت، مرحوم هاشمی بود/  اردوغان یا حاکم دبی سواد زیادی ندارند، اما بینش دارند/ حتی اگر لاریجانی انتخاب می‌شد شرایط بهتر بود +چند نکته

به گزارش افلاکیون، صادق خرازی، دبیرکل حزب اصلاح طلب ندای ایرانیان و سفیر سابق ایران در فرانسه در گفتگوی تفصیلی با خبرگزاری ایسنا که به تازگی منتشر شده است، اظهاراتی قابل تاملی را مطرح کرده است.

وی درباره ادعای دولت ها مبنی بر نداشتن اختیار برای معرفی وزیر و حتی تحت فشار قرار گرفتن در این زمینه گفت: این ریشه در خودخواهی دولت ها دارد. این همه افراد در کشور داریم یعنی نمی توانیم آنها را وزیر کنیم؟

روسای جمهور در ایران فکر می کنند که بر مردم ولایت و حق دارند و صاحب اختیار هستند برای همین وقتی وزیری انتخاب می کند، می گوید این انتخاب حق من است در حالیکه این حق رئیس جمهور نیست. حق رئیس جمهور مدیریت است.

البته که خرازی نتوانسته جلوی بروز ارادتش به خاتمی و هاشمی را بگیرد و با یک رپرتاژ ویژه و دور از واقع برای مرحوم هاشمی و خاتمی گفته است: «اگر آیت الله هاشمی (سال ۸۴) انتخاب می شد، با ادامه مسیری که دولت خاتمی آغاز کرده بود، به یک موقعیت بزرگ تاریخی می رسیدیم و بزرگ ترین قدرت اقتصادی غرب آسیا می شدیم و در تمام نهادهای بین المللی نقش اول داشتیم و طرف مشورت در وقایع بین المللی بودیم»!

این درحالی است که افکار عمومی مدیریت اقتصادی دولت های مرحوم آیت الله هاشمی و سید محمد خاتمی را کاملا در ذهن دارد.

همچنین ظاهرا آقای خرازی دیپلماسی منفعلانه دولت اصلاحات، خصوصا دو سه آخر و ماجراهای مذاکرات هسته ای را از یاد برده اند. ماجرای نامه ننگین و معروف دولت اصلاحات به آمریکایی ها درباره حزب الله لبنان را هم که ظاهرا خود خرازی حامل آن بوده است را نیز احتمالا آقای خرازی از یاد برده اند.

نکته دیگر از دل اظهارات خرازی توجه به بازی اصلاح طلبان با مردم در بین دو گزینه هاشمی و خاتمی است. طوری که در پایان دولت هاشمی در سال ۷۶ مردم را به سمت خاتمی سوق می دهند و با پایان کار خاتمی در سال ۸۴ دوباره هاشمی کاندیدا شده و همه اصلاح طلبان از او حمایت کردند. موضوعی که فائزه هاشمی در میتینگ انتخاباتی میرحسین در سال ۸۸ از آن پرده برداشت. به عبارت بهتر یک حلقه بسته، ناکارآمد و با تفکرات غربگرایانه و چهره های تکراری که برخی از آنها نظیر زنگنه، جهانگیری، حجتی، آخوندی و…. در دولت روحانی هم حاضر بوده یا هستند و روند پیشرفت کشور را کند کردند. و البته که دولت روحانی هم با حمایت و تائید هاشمی و خاتمی به عنوان انسان‌های افق مدار مدنظر خرازی سرکار آمد!

آقای خرازی درباره سال های ۹۲ و ۹۶ توضیح نمی دهند که اگر روحانی با حمایت اصلاح طلبان سرکار نمی آمد چه مقدار از مشکلات کنونی وجود نداشت و ایران در چه جایگاه مترقی‌تری قرار داشت.

گزیده اظهارات خرازی را در ادامه خواهید خواند:

*برای بیشتر دولت ها این اتفاق رخ می دهد که سرمایه اجتماعی خود را در پایان دوره مسئولیت خود از دست می دهند و این مسأله فقط مختص ایران نیست

*آنگلا مرکل از معدود سیاستمدارانی است که مردم در پایان دوره مسئولیت او، به احترامش ایستادند. اصولا آلمان چنین سیاستمدارانی کارآمدی دارد.

*سال گذشته دولت طرح افزایش قیمت بنزین را اجرا کرد و همه می دانستند این کار خلاف است، اما بعد از ایجاد اعتراضات رئیس جمهور اعلام کرد که من بی خبر بودم. اگر من جای رئیس جمهور بودم اعلام می کردم این جراحی برای اقتصاد کشور لازم است و اگر لازم باشد من جانم را در این راه می دهم. در حالیکه رئیس جمهور اینگونه رفتار نکرد و بدتر از آن یکی از نزدیکان رئیس جمهور گفت باید از روحانی ممنون باشیم که خود را در معرض اتهام قرار داد و ایثار کرد.  این نوع ادبیات، ناکارآمدی را امری واقعی می کند.

*مسئولی سدی می سازد و انتظار دارد به او مدال دهند در حالیکه او به وظیفه اش عمل کرده است. رفتار یک شهردار، فرماندار، استاندار، وزیر و رئیس جمهور قبل و بعد حکم مسئولیت تفاوت پیدا می کند و افراد تغییر می کنند. این مسائل یعنی نخبگان ما برای حکمرانی خوب تربیت نشده اند. قبل از اینکه بحث کارآمدی، تربیت نخبگان مهم است. کسی که از دانشگاه هاروارد یا فلچر فارغ التحصیل می شود برای کار مدیریتی تربیت شده است ولی نخبگان سیاسی ما برای مدیریت تربیت نشده اند.

*در بین روسای جمهور دوره های اخیر تنها کسی که بینش و افق داشت، مرحوم هاشمی بود. چرا اردوغان مهم ترین صدراعظم تاریخ ترکیه بعد عثمانی می شود؟ اردوغان سواد زیادی ندارد اما افق و بینش دارد که شهرهای ترکیه را آباد کرده است. حاکم دبی سواد زیادی ندارد، اما افق و بینش دارد که دبی در مقایسه با ابوظبی پیشرفت کرده است.

*وی با بیان اینکه برخی معتقد هستند که ناکارآمدی دولت ها به دلیل دخالت نهادهای زیر نظر رهبری است، تصریح کرد: اینطور نیست. چرا وقتی نهادهای زیرمجموعه رهبری در بخش دفاعی دخالت می کند، موفق بوده و از سایر بخش ها جلوتر است به گونه ای که ایران در دو هزار سال گذشته چنین قدرت دفاعی در خاورمیانه نداشته است؟

*اگر آنقدر که شهید سردار سلیمانی در مقاومت و بخش دفاع ما موفق بودند، در آداب حکومتداری هم موفقیت داشتیم، ایران مشکلی نداشت.

*من تحریم را مشکل ناکارآمدی نمی دانم، البته تحریم را ذاتا امر خوبی نمی دانم و معتقدم تحریم نعمت نیست، بلکه نقمت است اما ناکارآمدی بیشتر از آنکه به تحریم یا بحث های ایدئولوژیک و انتزاعی مرتبط بدانم، به عوامل ساختاری و تشخیص هویت فکری دولتمردان ایران مرتبط می دانم.

*دموکراسی ما معیوب است و فکر می کنیم با برگزاری انتخابات به دموکراسی رسیده ایم، در حالیکه قبل از انتخابات به مولفه های دموکراسی نیازمندیم. آیا انتخاب کاندید بین اصلاح طلبان و اصولگرایان در یک فرایند دموکراتیک انجام می شود؟ آیا احزاب و مطبوعات در انتخاب این کاندیدها نقش دارند؟

*روسای جمهور در ایران فکر می کنند که بر مردم ولایت و حق دارند و صاحب اختیار هستند برای همین وقتی وزیری انتخاب می کند، می گوید این انتخاب حق من است در حالیکه این حق رئیس جمهور نیست. حق رئیس جمهور مدیریت است.

*در ایران هرکسی از خانه قهر می کند، کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری می شود و اتفاقا رئیس جمهور هم می شود. این اتفاق بارها در انتخابات کشور رخ داده و تبعات زیادی برای ما داشته است.

*اگر در سال ۸۴ لاریجانی از خود اصولگرایان انتخاب می شد، شرایط کشور با حال حاضر خیلی متفاوت بود، زیرا او هم فکر بلند و بینش دارد. اگر آیت الله هاشمی انتخاب می شد، با ادامه مسیری که دولت خاتمی آغاز کرده بود، به یک موقعیت بزرگ تاریخی می رسیدیم و بزرگ ترین قدرت اقتصادی غرب آسیا می شدیم و در تمام نهادهای بین المللی نقش اول داشتیم و طرف مشورت در وقایع بین المللی بودیم.

*احمدی نژاد شش سال ثابت کرد که رئیس جمهور می تواند نفر اول اجرایی در کشور باشد. شهید رجایی فرد مقتدری بود. اگر ناهماهنگی بوده است خودمان ایجاد کرده ایم.

*وی درباره ادعای دولت ها مبنی بر نداشتن اختیار برای معرفی وزیر و حتی تحت فشار قرار گرفتن در این زمینه گفت: این ریشه در خودخواهی دولت ها دارد. این همه افراد در کشور داریم یعنی نمی توانیم آنها را وزیر کنیم؟

*فردی در حد رئیس اداره است، ولی به عنوان وزیر انتخاب می شود، اما کسی که شایستگی دارد را انتخاب نمی کنیم . مهره چینی ها غلط بوده است. کشور با تدبیر اداره می شود، ولی ما می خواهیم کشور را با تقدیر اداره کنیم.