"بانک" اصطلاحی است که مردم به طور گسترده ای برای مراجعه به انواع مختلف موسسات مالی به کار می برند. آنچه شما بعنوان "بانک" خود تصور می کنید ممکن است یک بانک پس انداز ، یک انجمن پس انداز و وام یا سایر موسسات سپرده گذاری باشد.
بانک موتور محرکه کشورهای سرآمد یا آفت توسعه اقتصادی؟
بانک موتور محرکه کشورهای سرآمد یا آفت توسعه اقتصادی؟

به گزارش افلاکیون، مهرداد حاجی زاده فلاح. مدرس علوم بانکی دانشگاه در یاداشتی نقش بانک ها در اقتصاد کشور را توضیح می دهند؛

بانک ها و اقتصاد ما

 

“بانک” اصطلاحی است که مردم به طور گسترده ای برای مراجعه به انواع مختلف موسسات مالی به کار می برند. آنچه شما بعنوان “بانک” خود تصور می کنید ممکن است یک بانک پس انداز ، یک انجمن پس انداز و وام یا سایر موسسات سپرده گذاری باشد.

 

بانک چیست؟

 

بانک ها موسسات خصوصی هستند که به طور کلی سپرده ها را می پذیرند و وام می دهند. سپرده پولی است که مردم در یک موسسه به ودیعه می گذارند با این تفاهم که می توانند در هر زمان یا در زمان توافق شده آینده آن را پس بگیرند. وام پولی است که به یک وام گیرنده داده می شود تا به طور کلی با سود پس داده شود. به این اقدام گرفتن سپرده و وام ، واسطه گری مالی گفته می شود. تجارت یک بانک همین است اما به همین جا ختم نمی شود.

 

بیشتر افراد و مشاغل با پرداخت حسابهای بانکی، بانک ها را در مرکز سیستم پرداخت های ما قرار می دهند. بانک ها منبع اصلی وام های مصرفی – وام خودرو ، خانه ، آموزش و همچنین وام دهندگان اصلی به مشاغل، به ویژه مشاغل کوچک هستند.

 

بانک ها اغلب به عنوان موتور اقتصاد ما توصیف می شوند، بخشی از این عملکردها، به دلیل نقش مهمی است که بانک ها به عنوان ابزار سیاست های پولی دولت بازی می کنند.

 

چگونه بانک ها پول ایجاد می کنند؟

 

بانک ها نمی توانند تمام سپرده هایی را که جمع می کنند وام دهند، در غیر این صورت بودجه ای برای پرداخت به سپرده گذاران ندارند. بنابراین ، آنها ذخایر اولیه و ثانویه را حفظ می کنند. ذخایر اولیه پول نقد، سپرده های پرداختی از بانک های دیگر و ذخایر مورد نیاز سیستم ذخیره فدرال است. ذخایر ثانویه خرید بانک های اوراق بهادار است که ممکن است برای تأمین نیازهای نقدی کوتاه مدت فروخته شود. این اوراق بهادار معمولاً اوراق قرضه دولتی هستند. قانون فدرال الزامات درصد سپرده هایی را که بانک باید ذخیره کند ، یا در بانک محلی فدرال رزرو یا در خزانه خود تعیین کرده است. هر پولی که بانکی پس از تأمین نیاز به ذخیره خود در اختیار داشته باشد، ذخیره اضافی آن است.

 

این ذخایر اضافی است که پول ایجاد می کند. نحوه کارکرد آن (با استفاده از ۲۰٪ نیاز به ذخیره نظری): شما ۵۰۰ دلار در بانک خود واریز می کنید. بانک شما ۱۰۰ دلار از آن را برای تأمین نیاز ذخیره خود نگه می دارد، اما ۴۰۰ دلار به خانم اسمیت وام می دهد. او از این پول برای خرید ماشین استفاده می کند. نمایندگی اتومبیل ۴۰۰ دلار به حساب خود در بانک خودش واریز می کند. این بانک ۸۰ دلار از آن را به عنوان ذخیره نگه دارد ، اما می تواند ۳۲۰ دلار دیگر را به عنوان ذخیره اضافی خود وام دهد. وقتی این پول قرض داده شود ، به یک سپرده در موسسه سوم تبدیل می شود و چرخه ادامه می یابد. بنابراین ، در این مثال ، ۵۰۰ دلار اصلی شما در سه موسسه مختلف به میزان ۱۲۲ دلار واریز می شود. این پدیده را اثر ضرب می نامند. اندازه ضریب به میزان پولی که بانک باید ذخیره کند بستگی دارد.

 

بانک ها از سه طریق درآمد کسب می کنند:

 

آنها از آنچه اسپرد می نامند یا تفاوت بین نرخ سود پرداختی برای سپرده ها و نرخ سود دریافتی از وام هایی که می گیرند ، درآمد کسب می کنند.

 

آنها از اوراق بهاداری که در اختیار دارند بهره می گیرند.

 

آنها هزینه خدمات مشتری مانند حسابهای حسابرسی ، مشاوره مالی ، خدمات وام و فروش سایر محصولات مالی (به عنوان مثال بیمه و صندوق های سرمایه گذاری مشترک) را دریافت می کنند.

 

بانک ها هر ساله به طور متوسط ​​فقط بیش از ۱٪ دارایی های خود (وام و اوراق بهادار) کسب می کنند. این رقم معمولاً “بازده دارایی” یک بانک یا ROA نامیده می شود.

 

بخش بانکی یک صنعت و بخشی از اقتصاد است که به نگهداری دارایی های مالی دیگران و سرمایه گذاری دارایی های مالی به عنوان یک روش اهرمی برای ایجاد ثروت بیشتر اختصاص دارد. این بخش همچنین تنظیم فعالیت های بانکی توسط سازمان های دولتی، بیمه ، وام های رهنی، خدمات سرمایه گذاران و کارت های اعتباری را به عهده دارد.

 

دارایی های مالی

 

نگهداری دارایی های مالی در هسته اصلی همه امور بانکی است. هرچند که به مراتب فراتر از روزهای نگهداری سکه های طلا در ازای سفته ها گسترش یافته است. بانک دارایی (سپرده) را برای مشتریان خود نگهداری می کند ، با این وعده که در صورت نیاز شخص، ممکن است پول پس گرفته شود. اجتناب از اقدامات مخرب بانکی که می تواند کل بخش را متزلزل کند، از اقدامات دیگر این بخش است. به همین دلیل است که بانک ها موظف هستند حداقل ۸٪ از ارزش دفتری خود را به عنوان پول واقعی حفظ کنند.

 

استفاده از دارایی ها به عنوان اهرم

 

به طور سنتی، بانک ها پول صندوق های خود را به عنوان وام اهرم می کنند و از نرخ سود دریافتی برای این وام ها درآمد کسب می کنند. تناقض بزرگ بانکداری این است که تقریباً تمام پول واقعی بانک در هیچ کجای خزانه های آن قرار ندارد ، به این معنی که ارزش واقعی آن فقط کاغذ است، اما ارزش کاغذ چیزی است که اقتصاد را رشد می دهد.

 

بخش بانکی همیشه تلاش کرده است تا با امکان سرمایه گذاری هرچه بیشتر ریسک های خود را متنوع کند. این مساله از غرق شدن پیش فرض وام غیر منتظره در کل بانک جلوگیری می کند. با این حال، ممکن است مشکلات دیگری ایجاد شود.

 

اگر بانکی در بازار آتی آلومینیوم سرمایه گذاری کرده بود و علاقه زیادی به افزایش ارزش آن داشت، می تواند به راحتی از فروش آلومینیوم به صنعت جلوگیری کند و این ارزش را بالا ببرد. این موضوع می تواند تأثیر ناکافی در صنعت داشته باشد و اقتصاد را مختل کند، که بخش بانکی باید به هر قیمتی از آن اجتناب کند.

 

موضوع پیش گفته یک نمونه تصادفی نیست. گلدمن ساکس دقیقاً این کار را از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۳ انجام داد و برای جلوگیری از این نوع دستکاری در بازار با انتقال آلومینیوم از انباری به انبار دیگر در حد مقرر، از اجرای مقررات جلوگیری کرد.

 

تنظیم فعالیتهای بانکی

 

از آنجا که بانک ها زیربنای اقتصاد مدرن هستند، طبیعتاً دولت ها قوانینی وضع کرده اند که بانک ها را از انجام فعالیت های خطرناکی که می تواند اقتصاد را تهدید کند، جلوگیری می کند.

 

این قوانین اغلب پس از اجرای آموزش های سخت مالی، مانند ایجاد شرکت بیمه سپرده فدرال (FDIC) در سال ۱۹۳۳ پس از وحشت بانک در ۵۰ سال گذشته، وضع می شود. با این حال، چنین قوانینی توسط بانک ها درگیر مبارزه می شود و گاهی اوقات حذف می شود و همین امر باعث تکرار تاریخ شده است.

 

بحران مالی۲۰۰۸_۲۰۰۷، تا حدی توسط چندین بانک آمریکایی که بیش از حد در وام های رهنی سرمایه گذاری کرده بودند، ایجاد شده است. پیش از سال ۲۰۰۰ قوانینی وجود داشت که میزان وام های رهنی را محدود می کرد، اما تلاش برای مقررات زدایی این محدودیت را برطرف کرد و اجازه وقوع بحران را داد. وام های مشکوک تنها دلیل نبودند، اما نقطه اوجی بود که اعتماد جهانی به بخش بانکی را از بین برد.

 

 

تنظیم بخش بانکی برای حفظ اعتماد عمومی کلیدی است.

 

هسته اصلی بانکداری اعتماد است. بدون آن هیچ کس پول واریز نمی کند و بانک ها نمی توانند از این پول برای دادن وام ، سرمایه گذاری و رشد اقتصادی استفاده کنند. تنظیم مقررات برای ایجاد این اعتماد ضروری است.